مهدیس جونمهدیس جون، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 4 روز سن داره

مهدیس دختری از جنس ماه

روز جهانی کودک

سلام زیباترین رویای من.دستان کوچک نوازشگرت را دوست دارم.و این دستان کوچک تو بود که احساس کودکانه را در من بیدار کرد و در کنار تو به دورانی میروم  که هیچگاه فکر نمیکردم بازگشتی داشته باشد.با تو دومین ایام خزان را میگذرانم ,در حالی که دو سال پیش در انتظار به اغوش کشیدنت روزهای سخت و طاقت فرسایی را گذراندم و چشم انتظار بهاری بودم که بهاره ی من را به من هدیه دهد.انتظار امانم را بریده بود و کاسه دلتنگیم پر شده بود.روزهایت لبریز از وابستگیست و فقط ارامش را در برم می خواهی.مایه افتخارم است که اغوش مرا پناهگاه گرم و ارامش بخشی برای خود برگزیده ای هرچند گاهی خسته و ناتوان می شوم و به دنبال تنهایی می گردم و خودم را می خواهم اما دم نمی زنم و نمی خ...
12 بهمن 1392

18 ماهگی گل سرسبد همه نی نی های دنیا مبارک.

سلام یکی یکدونه من.18 ماهگیت مبارک.از لحظه لحظه زندگیم خوشحالم و لذت می برم  از وجود نازنینت.دخترم دیگه خانم شده 18 ماهه شده واسه مامان و باباش حرف می زنه همه حرفامون رو متوجه میشه و درک می کنه.بلده لباساش رو بپوشه البته با یکم کمک.ماشالا هزار ماشالا همه چی میگی .شبا قبل از خواب تازه یادت می یاد حرف بزنی.ترگل من بلده سوره توحید رو بخونه تا 10 بشماره کلی شعر می خونی با عروسکات آلیسا آلسا بازی می کنی .عموزنجیر باف بازی میکنی و کارت های صدآفرینت رو خیلی دوست داری و با اونها خیلی خوب مشغول میشی.شب قبل از خوابت عروسکات رو لالا میکنی  سوره توحید میخونی شب بخیر می گی و کتاب من بلدم مسواک بزنم رو می خونی مسواک میزنی بعد می خوابی.جدیدا موقع...
12 بهمن 1392

برف می بارد ریز ریز ریز..............

سلام گلوله برفی مامانی.روزهای برفیت مبارک جان مادر.این روزها برف همه رو غافلگیر کرده.درسته اب و برقمون 2 روز قطع شد و ما به سبک غار نشینا زندگی می کردیم ولی قشنگی زمستان به برفه....روزههای برفی حسابی حوصلت سر رفته بود چون دوست داشتی بری بیرون ولی برفگیر شده بودیم و نمیشد جم بخوری.البته از 1روز از بی برقی و بی ابی فرار کردیم و رفتیم خون عمو سعید اینا.و شما حسابی با امیرحسین بازی کردی .یک روز هم من و بابا وحید و مهگلم حسابی لباس پوشیدیم و رفتیم برف بازی.ولی از اولی که رفتیم بابا وحید مشغول هل دادن ماشین و بیل زدن برفا بود و ما خودمون با دیانا و مامانش شروع کردیم برف بازی و دخترم گلوله برف مینداخت واسه بابا و میگفت بیا بازی ,مامانی رو از کت و ک...
12 بهمن 1392

12 تاااااااااا مروارید دارم!!!!!!!!!

      سلام سلام صدتا سلام               من اومدم با دندونام    میخوام نشونتون بدم                 صاحب مروارید منم یواش یواش وبیصدا               شدم جزء کباب خورا با خوشحالی و میمنت بسیار 4 مروارید باهم در صدف شکفتند.هرچند با سر زدن این 4 مروارید دل مادر هر لحظه میلرزید و مشوش بود از فشار بسیاری که جگر گوشه اش تحمل می کرد و مادر بود که میسوخت به همراه تو در تبی که در جانت بود.شادمانم که در سن19...
9 بهمن 1392

دختر عزیزم روزت مبارک(حرف های جا مانده)

سلام دختر کوچک رویاهای من.عزیزکم تولد حضرت معصومه بهترین و والاترین دختر دنیا رو به صورت ماهت و قلب پاکت تبریک میگم و امیدوارم که خانم فاطمه معصومه رو دوست و الگوی خودت فرار بدی.دختر زیبای من قبل از بوجود اومدنت من با حضرت معصومه دوستی خبلی نزدیکی پیدا کرده بودم و هرجا گره ای تو کارم می افتاد ایشون رو واسطه بین خودم و خدای خودم قرار می دادم و چندین بار معجزه حضرت رو واسه گره گشایی کارام دیدم و حسرت می خورم که بواسطه گناهام رابطم کمرنگ شده.نازنینم همون مدتی که تو فکر مامان شدن بودم یه سفر ضروری واسه بابا وحید پیش اومد که بریم تهران.من دوست نداشتم برم چون را طولانی بود و 2روزه باید بر میگشتیم ولی بخاطر اصرار همسر عزیزم و اینکه تنها نباشه رفتیم...
9 بهمن 1392
1